ظل الرحمن ( مترجم : عبد القادر هاشمى )

24

قانون ابن سينا ، شارحان و مترجمان آن ( فارسى )

1 امين الدولة ابن تلميذ حاشيهء قانون موفّق الملك امين الدّوله ابو الحسن هبة اللّه بن ابى العلاء صاعد بن ابراهيم بن التلميذ مصرى بغدادى در فنّ طبّ و معالجه و تشخيص يگانه بود . تأليفات و حواشى او نشانگر فضل و كمال او در طبّ است . او تا اواخر عمرش با بيمارستان عضدى بغداد همكارى مىكرد و در آنجا فرصت تجربيات فراوان طبّى به دست آورد . علاوه بر انجام خدمات طبّى در دستگاه خلفاى عباسى ، در اوايل زندگانىاش براى مدّتى نيز در ايران اقامت داشت و در آنجا نيز در دربار پادشاهان خدماتى انجام داد . ابن تلميذ فقط در زبان عربى تبحّر نداشت ، بلكه در زبان‌هاى سريانى و فارسى و يونانى نيز مهارت داشت و شاعر و اديب و خوشنويسى بلندپايه بود . ابن ابى اصيبعه بسيارى از اشعار وى را نقل كرده است . در كتاب‌هاى تاريخ رويدادهاى متعدّد تشخيص و معالجهء موفق او را نوشته‌اند . مريضى به وى گفت كه در گرما به جاى عرق از بدن او خون بيرون مىآيد . ابن تلميذ از قريب پنجاه شاگرد حاضر در مجلس درس خود خواست كه بيمارى را تشخيص دهند . هيچ شاگردى نتوانست علّت مرض را بيان كند . ابن تلميذ تجويز كرد كه مريض نان جو با هليم بادنجان خالى بخورد . پس از سه روز مصرف بيمارى او از بين رفت . چون شاگردان پرسيدند ، گفت كه خون مريض خيلى رقيق شده بود و به خاطر گشادگى مسامّات بيرون مىآمد . ازاين‌رو براى غليظ كردن خون و تنگ ساختن مسامّات اين غذا را به وى دادم و مفيد واقع شد . زنى با بچّه‌اى در بغل وارد مطب او شد . همين‌كه ابن تلميذ بچّه را از دور ديد ، علّت را سنگ مثانه و سوزش ادرار تشخيص داد و پاسخ زن مثبت بود . پس از رفتن او شاگردان دليل اين تشخيص را پرسيدند ، ابن تلميذ گفت كه اگر ناراحتى ورم طحال يا جگر مىبود از رنگ بدن و چهرهء بچّه ظاهر مىشد . امّا ديدم كه بچّه محلّ ادرار را مىخارد و سر انگشتانش ترك دارد و ذهن من فورا متوجّه شد كه